چگونه سهل باشد دوریت؟رفتی و نگفتی چه میکشم؟ اصلا به من فکر میکردی؟من از آن معادلات سخت تخته بودم که تو درکم نکردی!نه اینگونه فکر نمی کنم من معادله ی آسانی بودم و تو سعی درحل آسانی ها نداشتی, حال از اینکه مرا با تنهایی خویش تنها گذاشته ای ناراحت نیستم از اینکه دیگری را بر من ترجیح دادی خشمگین نیستم و از اینکه مهر ودوستی بینمان را اینگونه ساده بهم زدی وپای عهد خود نایستاده ای در خود نمی شکنم, از این ناراحت وخشمگین و....... میشوم که تورا مرد میخواندم وتصور می کردم. آه و بیشتر از این ناراحتم که جرا آخر چرا اینقدر زود برایت طبیعی شدم ومرا کنار زدی؟ حال همه چی تمام شده است!!! و تو را به دست دیگری می سپارم ولی من به وصال عاشق نبودم من به عشق عاشق بودم و تو ان را نفهمیدی!!! تو را با او می گذارم روحت مال من و تنت مال او اینگونه زیباست ومنم دوستت دارم