تو رو قران میبینید همون یه ذره عقلی هم که داشتیم از بین رف
.
13 خرداد سالگرد دوستی من و رضایه
میترسم یادش نباشه اگه نباشه چی؟؟؟
شاید همون روزش برم خونه ی رویا و فقط یه اس بهش بدم که: سالگرد دوستیمون مبارک. اما میدونم یادش نمیاد ولی خوب چیکار کنیم دیگه ما از اون با معرفت تریم
.
ای این دو روزه بدک نیستم بهتر شدم امتحانامو خوب دارم میدم(به جز زیستم)
دلم واسش تنگ شده اما خوب میسوزیم و میسازیم چقد خیانت بده نه؟؟؟
باور نمیکنم که کسایی که عاشقن به عشقشون خیانت میکنن. یاد جر و بحث های الکی که من و رضا با هم میکردیم افتادم
با اینکه دعوا میکردیم اما دوتاییمون شاد بودیم
با هم خوب بودیم انگار واقعا دو تا عاشق بودیم![]()
کاش فقط یه روز از اون روزا دوباره برگرده و تموم
اما حیف دیگه برگشتنی نیس ![]()
دیروز داشتم وبلاگ های دو نفره رو میدیدم
چه قد خوب بود اگه من و رضا هم یه وب داشتیم دو تا عاشق
خوب دیگه خیلی خیالی شد کاری ندارین بای