سولام شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے خوفین؟ بهله بهله من خوفم در نبود من چیکارا کردی؟ چیکارا نکردین؟ کی عروس شد کی دوماد شد شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

اقا به خاطره این یه مدت که نبودم ببخشید اخه کمی افسرده شده بودم  شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے دیگه گفتم نیام عقده هامو رو سرتون خالی کنم

 از رضا خبر اوردم شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے چه پررویه اقا بعد از اون حرفایی که به دوکسم زده اومده میگه

هنوزم غزالو دوکس دارم میگه به یه شرط برمیگردم ( اقا فک میکنه که مقصر منم و اون باید شرط  و شروط بذاره شِکـْـلـَکْ هآے خآنومےهه به خواب ببینه که دیگه باهاش برگردم تازه ازش خلاص شدم) اونم این که دیگه با دوکساش در ارتباط نباشه منظورش  هما جونم و سعیده و الهه و مهدیه و نرگسهشِکـْـلـَکْ هآے خآنومے حیف که با من حرف نزده با رویا حرفیده اگه با من حرف میزد میفهموندمش که دوستامو صد برابر بیشتر از اون دوکس دارم شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے  

به رویا گفته که غزال خیلی اذیتم میکنه همش دوستاش به جاش نظر میدن اصلا احساسات ابراز نمیکنه شِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

خوب شما قضاوت کنین اومده دمه مدرسه که همش دخترایه بی جنبه داره میگه چرا نمیای پیشم باهم بحرفیم؟ خوب من به این چی بگم اخه؟ شِکـْـلـَکْ هآے خآنومے

حالا دوکسم بهش گفته که میرم به فاطی میزنگم ببینم چی میگه که زنگ زده خونمون که من تشریف نداشتم و با ابجیم رفته بودم تولده جوادشِـــکـْـلـَکْ هــآے خــآنــــــومـے

بعدش رویا به رضا میگه که: فاطی قبول کرده اینقده عصبانی شدم اینجا به رویا گفتم خوب رویا چرا اون داستانه دوستمو بهش نگفتی؟ گفتش نمیخواستم دلشو بشکنم هه هه هه هه 
فاطیه گشنه نوشت: اخا من پفک موخوام شِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

خوب دیگه من برم پررو شدم

bye bye


+ تاريخ جمعه 24 تیر 1390ساعت 12:38 نويسنده ghabeshisheyi | ارسال نظر(24)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران