تصمیم گرفتم رضا رو از یاد ببرم
چون اگه همینطوری ادامه بدم اخرش هم دیوونه میشم هم ابروی خانوادمو میبرم
درسته سخته اما خواست توانستن است
تا خودم نخوام خدا که نمیتونه کمکم کنه نه رضا؟؟؟؟؟
حالا برای فرض مثال اگه رضا کمی از غرورشو گذاشت کنار و اومد ازم معذرت خواهی کرد این منم دیگه برنمیگردم
اما..... اما دیگه اگه بمیرم عاشق نمیشم
اصلا عشق چیه واقعا وجود داره؟؟؟؟
باور نکنین پسرا واسه مخ زدن دخترا این جمله رو گفتن رضا تو هم گفتیا یادت میاد تو اون اس ام اسه بهم گفتی من عاشقت شدم؟؟؟؟
ولی رضا همیشه تو قلبم میمونه اسمش رو قلبم هک شد اگه یه روز یه پسر به دنیا اوردم اسمشو رضا میذارم باشه رضا؟؟؟؟
یه مدته قاطی کردم همش با رضا صحبت میکنم انگار دسشو گرفتم پنشنبه از رویا فهمیدم که زنگ زده داشته گریه میکرده که میخوام همین الان با غزال صحبت کنم اما خوب چه فایده؟
من سفیدیه چشام از بس گریه کردم رنگش زرد شد اون تازه گریش گرفته؟
پی نوشت: هما کجایی دلم گرفته دلم واسه تو و دوستام تنگ شده سعیده گوشیش مسدود شد و تنها کسی که باهاش در ارتباطم تویی خواهشا تنهام نذار