چرت و پرت نوشتم بخونین میفهمین واقعا چرت و پرته اخه حوصلم از این دنیا سر رفته بود گفتم شاید کسی منو بفهمه.
کاش خاطرات تو معده ی ادم بودن تا هر وخ بخوای بتونی دستتو بکنی تو حلقت و همشو بالا بیاری و هیچ خاطره ای تو زندگیت نمونه.
نمیدونم چرا هیشکی حال منو نمیفهمه.وقتی که میگم من دوسش دارم بهم میگن برو بابا فاطمه تو هم بیکاریاااااا عشق و عاشقی کیلو چنده؟
نمیدونم چرا وقتی با دیوار اتاقم میحرفم بیشتر منو میفهمه تا ادمای اطرافم. میخوام هر چی دلم میخواد بهشون بگم اما نمیتونم
. دیشب داشتم نیم ساعت با اجیم صحبت میکردم بعد بهش گفتم که: من چی گفتم؟؟؟؟؟
گفتش که حرفاتو نشنیدم دوباره بگو.
.
امروز داشت مهدیه بهم میگفت که تو چه امیدی به زندگی میکنی؟؟؟ بهش گفتم به امید عشقم رضا زندم. گفتش خوب اگه اون بمیره چی؟؟؟؟(مکث) بهش گفتم که به دوس بودن با شما به امید اینکه یه روز یه خانواده ی خوب داشته باشم.
بهم با خنده گفتش که فاطی چرا خودتو از این پنجره ی کلاس پرت نمیکنی بیرون؟(میله ی پنجره ی کلاسمون شکسته)
یکم با خودم فک کردم بعدش بهش گفتم: خوب چرا بمیرم یکسال درس نخوندم که خودمو از این پنجره بندازم.![]()
من امروز یه چیزی رو درباره ی خودم فهمیدم اونم اینکه حتی روزی که خوشحالم, غمگینم. ![]()
سر درد عجیبی دارم اما سرم درد نمیکنه ولی سرم درد میکنه دلم میخواد یه تفنگ بردارمو شلیک کنم رو قلبم تا هم خودم راحت بشم و هم خانوادم از دستم خلاص بشن![]()
حوصلم داره از این دنیا سر میره خیییییییییییییییییییییییییلی تکراری شده انگار اندازه ی نخوده ![]()
نمیدونم چی بگم شاید اخرین اپم باشه اخه میخوام برم اما نمیدونم کجا خدا کنه اون دنیا